![]() |
||
|
بـﮧ سراغ من اگر مے آييد پشت هيچستانم پشت هيچستان جايے است پشت هيچستان رگ هاے هوا پر ِ قاصدهايے است ڪﮧخبر مي آرند از گل وا شده دورترين بوتـﮧ خاك روے شنها هم نقشهاے سم اسبان سواران ظريفے است ڪﮧ صبح به سر تپـﮧمعراج شقايق رفتند پشت هيچستان چتر خواهش باز است تا نسيم عطشے در بن برگے بدَوَد زنگ باران بـﮧ صدا مے آيد آدم اينجا تنهاست و در اين تنهايے سايـﮧنارونے تا ابديت جارے است بـﮧ سراغ من اگرمے آييد نرم و آهستـﮧ بياييد مبادا ڪﮧترڪ بردارد چينے ِ نازڪ ِ تنهايے من برچسبها: بـﮧ سراغ من اگر مے آييد, سراغ من, به سراغ من [ سه شنبه 5 اردیبهشت1391 ] [ 21:24 ] [ ICe Girl ]
It's the same story Nothing new As the day falls into the night As the wind blows so the time goes No where to run No where to hide I thought I was too young to love We don't know if this can go on It is too late to say goodbye Though we can't say we never tried So many words we want to say But we wait for another day We can make it last forever It's a chance to stay together I see myself and where I am Will you take me just as I am Feelings that are so hard to hide Kiss the pain with your lips goodbye Ha ah ah ah ah aha ah ahahahaha I dont want no conversation When talking on solution Life is so strange when you are young Something so right Can turn so wrong Goodbye
برچسبها: Goodbye, Rebecca Zadig [ پنجشنبه 31 فروردین1391 ] [ 18:11 ] [ ICe Girl ]
بازم سلاااااااااااااااااااااااااااااام... اولین پست سال 1391 شمسی رو می خوام بذارم اونم عکس سفره هفت سین امسالمونه که خودم چیدمش. راستی سال خوبی رو براتون آرزومندم. سال نــو مبارکــــــــــ
برچسبها: سال نــو, سفره هفت سین, چیدن سفره هفت سین, تزئین سفره هفت سین, تزیین سفره هفت سین, سفره هفت سین سال 91, جدیدترین سفره هفت سین ها, جدیدترین تزیین سفره هفت سین ها [ سه شنبه 1 فروردین1391 ] [ 0:28 ] [ ICe Girl ]
اینم از تخم مرغ های خوشگلم که چند ماهه شروع کردم به رنگ آمیزیشون...
برچسبها: تخم مرغ عید, تخم مرغ رنگی, تزیین تخم مرغ, جدیدترین تزیین تخم مرغ, جدیدترین تخم مرغ رنگی [ سه شنبه 23 اسفند1390 ] [ 17:19 ] [ ICe Girl ]
برچسبها: How I Need You [ پنجشنبه 11 اسفند1390 ] [ 15:57 ] [ ICe Girl ]
حلالت می کنم اما.....
هنوزم از تو دلگیرم! تو میخندی........ و من اروم تو دست گریه میمیرم! حلالت می کنم اما..... نباید از خودم رد شم! تو گم میشی و من... اینجا..... تورو باگریه می بخشم!
تقاص ارزوهام و... کجای قصه پس دادی؟ که از اوج پریدن ها.... به خاک گریه افتادی... کجای جاده ی پرواز.... چراغ راهو گم کردم؟ که باید این همه تنها... به سوی خونه برگردم.... حلالت می کنم اما به دیروز تو زنجیرم! تورو گم می کنم وقتی... تو دست گریه می میرم! حلالت می کنم اما... نمیتونم که برگردم! تمام ارزوهام و تو دنیای تو گم کردم.... هنوزم طرحی از بارون.... تو عمق تلخ چشمامه..... غمی هم قد رویاهام..... تو قلب سرد دنیامه.... من از روزایی می ترسم... که پشت مرز تقدیرن! ازین که حتی فرداهام.... تو دستای تو می میرن
برچسبها: حلالت می کنم اما [ سه شنبه 9 اسفند1390 ] [ 20:6 ] [ ICe Girl ]
حافظ : اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را هر آنکس چیز می بخشد، ز جان خویش می بخشد نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را یاری اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به خورشید و فلک سایم از این عزت کف پا را روان و روح و جان ما همه از دولت شاه است من مفلس کیام چیزی ببخشم خال زیبا را اگر استاد ما محو جمال یار میبودی از آن خود نمیخواندی تمام روح و اجزا را ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را فدای مقدمش سازم سرودست و تن و پا را من آن چیزی که خود دارم نصیب دوست گردانم نه چون حافظ که میبخشد سمرقند و بخارا را ؟؟؟؟؟؟؟ اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سریر روح ارواح را مگر آن ترک شیرازی طمع کار است و بی چیز است؟ که حافظ بخشدش او را سمرقند و بخارا را کسی که دل بدست آرد که محتاج بدنها نیست که صایب بخشدش او را سرو دست و تن و پا را اگــــر آن تـــــرک شیرازی بـــه دست آرد دل مـــا را بــهــایـش هـــم بــبـــایـــد او بـبخشد کل دنیـــــا را مـگــر مـن مـغـز خــر خــوردم در این آشفته بــازاری کــه او دل را بــه دست آرد ببخشم مــن بــخارا را ؟ نه چون صائب ببخشم من سر و دست و تن و پا را و نــــه چـــون شهریـــارانم بـبـخشم روح و اجــزا را کـــه ایـن دل در وجـــود مــا خــدا داند که می ارزد هــــزاران تــــرک شیـراز و هـــزاران عشق زیــبــا را ولی گــر تــرک شـیــرازی دهـد دل را به دست مــا در آن دم نــیــز شـــایـــد مـــا ببخشیمش بـخـارا را کــه مــا تــرکیم و تبریزی نه شیرازی شود چون مـا بـــه تــبــریــزی هـمـه بخشند سمرقـند و بـخـارا را ؟؟؟؟؟؟ عجب آشفته بازاری ، خریداران دانا را همه ترکان تبریزی ، بت زیبای رعنا را گشاد دست صائب بین ، پشیمان می شود منشین خریداری چنین هرگز ، چه ارزان داده اعضا را سر ودست بلورین را ، تن رعنای سیمین را که بر کارش نمی آید ، بجایش دست و هم پا را بیبن این را به آخر شد ، عنایاتش چه وافر شد نه تنها جمله اجزا را ، چو مردان روح والا را از این بهتر چه می خواهی ، زیانت می رسد باری بیا ای ترک شیرازی ، ببر این مرده کالا را بیا دلدار شیرازی ، ببین رند از سر مستی چه می گوید نمی دانم ، مگر گم عقل برنا را شماتت بر خریداران ، چو سنگ از آسمان باران چرا اینگونه گفتن ها ، چنین عرضه تقاضا را برابر می کند دل را ، که برتر می کند دل را زعشق ترک شیرازی ، همو بخشد همان ها را سر آخر چه می نازد ، به شهر خواجه می تازد سخاوت می کند او هم ، سمرقند و بخارا را بدور از قیل و این غوغا ، سر خود (بی نشان) بالا دعا کردم یکایک را ، تو هم (انّا فتحنا) را ؟؟؟؟؟؟ کلام و درد حافظ سخاوت یا خساست نیست نخواندی بیت دیگر را که فرموده شمایان را “ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است به آب و رنگ و خال و خط، چه حاجت روی زیبا را” ؟؟؟؟؟؟ اگر آن کرد گروسی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم تن و جان و سر و پا را جوانمردی بدان باشد که ملک خویشتن بخشی نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
برچسبها: ماجراها و مناظره, مناظره ها, مناظره, حافظ ادامه مطلب [ چهارشنبه 3 اسفند1390 ] [ 19:5 ] [ ICe Girl ]
پیش به سوی روز های آخر زمستان!!! دیگه از سردی هوا خسته شدم،از تکراری بودن،دوست دارم صفحه تازه ای از زندگیم رو ورق بزنم،این دفعه با تلاش و جدیت شروع می کنم،این دفعه نمی خوام مثل یه برکه،راکت و بی حرکت باشم.می خوام از دلبستگی های خیالیم دست بکشم و آرزو های ممکنم رو به حقیقت برسونم...احساس مفید بودن می کنم... پیش به سوی بهار و فصل تازه ای از زندگی...
[ چهارشنبه 3 اسفند1390 ] [ 17:8 ] [ ICe Girl ]
تاریخچه ولنتاین ولنتاین اسم یک کشیش بود که در قرن اول میلادی در روم زندگی می کرد. در ان زمان روم تحت سلطه پادشاهی جنگجو به نام کلادسیوس بود که میخواست سربازان برای حضور سپاهش در جنگ داوطلب شوند ولی مردها نمیخواستند بجگند، کلادسیوس این کمبود سرباز را ناشی از سستی مردها در ترک عشق می دانست، پس همه نامزدی ها و ازدواج ها را ممنوع اعلام کرد. همانطور که گفته شد ولنتاین که در آن زمان یک کشیش بود با او به مبـارزه برخاست و عزم خود را جزم کرد تا زوج های جوان را به طور سری و مخفی به عقد هم درآورد. وقتی پادشاه این موضوع رو فهمید بسیار عصبانی شد و او را زندانی کرد. اما بسیاری از کسانی که ولنتاین آنها را به عقد هم در آورده بود برای دیدنش به زندان رفتند و گل و نامه های محبت آمیز خود را از بالای دیوار زندان برای او پرتاب می کردند. یکی دیگر از ملاقات کنندگان او دختر زندانبان بود که میگویند ولنتاین عاشق او شده بود او هرروز به ولنتاین سر میزد و برای او غذا و... می اورد علاوه بر این روزها به دیدارش می آمد و چند ساعتی با هم صحبت میکردند . روزی که قرار بود ولنتاین کشته شود نامه ای برای تشکر از دختر زندانبان نوشت که با جمله “Love from your valentine” خاتمه می یافت. تا اینکه سرانجام در روز 14 فوریه سال 269 قبل از میلاد ولنتاین را اعدام کردند. در سال 496 بعد از میلاد، پاپ جلاسیوس 14 فوریه را به افتخار او روز ولنتاین نامید. و این گونه شد که 14 فوریه به روز عشق معروف شد ! در این روز مردم به یاد ولنتاین مقدس جشن می گیرند و به کسانی که دوستشان دارند هدایی چون گل شکلات و ... میدهند. ![]() ادامه مطلب
برچسبها: ولنتاین, valentine, والنتیوس, Claudius, والنتین, روز والنتین, کلودیوس ادامه مطلب [ شنبه 22 بهمن1390 ] [ 21:55 ] [ ICe Girl ]
” قد بالای ۱۸۰، وزن متناسب ، زیبا ، جذاب و …
این شرایط و خیلی از موارد نظیر آنها ، توقعات من برای انتخاب همسر آینده ام بودند.
توقعاتی که بی کم و کاست همه ی آنها را حق مسلم خودم میدانستم .
چرا که خودم هم از زیبائی چیزی کم نداشتم و میخواستم به اصطلاح همسر آینده ام لا اقل از
لحاظ ظاهری همپایه خودم باشد . تصویری خیالی از آن مرد رویاهایم در گوشه ای از ذهنم حک
کرده بودم ، همچون عکسی همه جا همراهم بود .
تا اینکه دیدار محسن ، برادر مرجان ، یکی از دوستان صمیمی ام به تصویر خیالم جان داد و آن
را از قاب ذهنم بیرون کشید.
![]() ادامه داستان در ادامه مطلب
برچسبها: شاخه گل خشکیده, داستان عاشقانه, داستان, عشقی, شاخه گل, گل عاشقانه, خشکیده ادامه مطلب [ سه شنبه 18 بهمن1390 ] [ 17:28 ] [ ICe Girl ]
دو خط موازی دو خط موازى زاییـده شدند.. پسرکى در کلاس درس آنها را روى کاغذ کشید. آن وقت دو خط موازى چشمشــان به هم افتاد و در همان یک نگاه قلبشـان تپیـد و مهر یکدیگر را در سینه جای دادند. خط اولى گفت: ما مى توانیم زندگی خوبی داشته باشیم. و خط دومی از هیجان لـرزید. خط اولـی گفت: و خانه اى داشته باشیم در یک صفحه دنج کـاغذ . من روزها کار میکنم. می توانم بروم خط کنار یک جاده دور افتاده و متروک شوم یا خط کنار یک نردبام. خط دومی گفت: من هم می توانم خط کنار یک گلدان چهار گوش گل سرخ شوم یا خط یک نیمکت خالی در یک پارک کوچک و خلوت. خط اولی گفت: چه شغل شاعرانه اى.. حتماً زندگی خوشی خواهیـم داشت. در همین لحظه معلم فریاد زد: دو خط موازی هرگز به هم نمیرسند و بچه ها تکرار کردند: دو خط موازی هیچ وقت به هم نمی رسند. ادامه مطلب
برچسبها: دو خط موازی, عاشقانه, داستان خطوط موازی, خط, موازی ادامه مطلب [ دوشنبه 17 بهمن1390 ] [ 13:17 ] [ ICe Girl ]
زندگــــــی جان ،
عزیزم ! اگه افتخار میدی ... چند قدمی باما راه بیا .. !!
[ چهارشنبه 12 بهمن1390 ] [ 14:9 ] [ ICe Girl ]
Masih - Miramo (2falshe.com).mp3
برچسبها: دانلود آهنگ میرمو از مسیح, مسیح, میرمو, دانلود آهنگ, تک آهنگ [ سه شنبه 11 بهمن1390 ] [ 16:32 ] [ ICe Girl ]
موزیک ویدیو جدید و بسیار زیبای امیر تتلو به نام لالایی ... ( بهمراه آهنگ ویدیو ) ![]() دانلود موزیک ویدیو با کیفیت HD TV Amir Tataloo - Lalaie دانلود موزیک ویدیو با کیفیت خوب Amir Tataloo - Lalaie دانلود موزیک ویدیو قابل اجرا در تلفن همراه Amir Tataloo - Lalaie MP3 - 192 Amir Tataloo - Lalaei
برچسبها: موزیک ویدیو جدید و بسیار زیبای امیر تتلو به نام لا, امیر تتلو, لالایی, موزیک ویدیو جدید, تتلو [ سه شنبه 11 بهمن1390 ] [ 16:27 ] [ ICe Girl ]
برای تغییر یا حذف پیشواز ایرانسل مراحل زیر را طی کنید:
خرید [ / YES / OK ] #کد آهنگ* 4* 777 * حذف [ / YES / OK ] #کد آهنگ* 5* 777 * جایگزینی [ / YES / OK ] #کد آهنگ جایگزین*کد آهنگ موجود* 6* 777 * برای دیدن کد ها به ادامه ی مطلب بروید
برچسبها: کد اهنگ پیشواز, irancell, کد اهنگ پیشواز irancell, کد, آهنگ پیشواز, ایرانسل, آهنگ پیشوازایرانسل, دختر یخی, دلنوشته, مهسا, آهنگ پیشواز مهدی یراحی, یراحی, مهدی یراحی, آهنگ پیشواز شادمهر عقیلی, شادمهر ادامه مطلب [ شنبه 24 دی1390 ] [ 13:33 ] [ ICe Girl ]
شعری زیبا از زنده یاد حسین پناهی - مگسی را كشتم:
مگسی را كشتم نه به این جرم که حیوان پلیدی است، بد است و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است
طفل معصوم به دور سر من میچرخید،
به خیالش قندم
یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به این حد گندم!!!
ای دو صد نور به قبرش بارد؛
مگس خوبی بود...
من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد،
مگسی را کشتم ...! برچسبها: شعری زیبا از زنده یاد حسین پناهی, مگسی را كشتم, حسین پناهی [ پنجشنبه 22 دی1390 ] [ 20:15 ] [ ICe Girl ]
Dm Am Am Dm اگه دلت خواست خورشیدم باش اگه دلت خواست مهتابم شو Am G F Am شبا که خوابی آروم آروم اگه دلت خواست بیتابم شو Dm Am Dm Am اگه دلت خواست آوازم باش اگه دلت خواست آهنگم کن Dm G F Am تو که نباشی خیلی تنهام اگه دلت خواست دلتنگم کن Dm Am Dm تو که نباشی دلگیرم خاموش و تنها عشق من Dm Am Dm تو که نباشی میمیرم از دست دنیا عشق من Bb Am Dm تو که نباشی دلتنگم آه از بی کسی تنهایی Bb Am Dm تو که نباشی وای از من با شب گریه هام عشق من Dm Am Dm اگه دلت خواست داغم کن با حرم لبهات عشق من Dm Am Dm اگه دلت خواست خوابم کن با فکر فردات عشق من Bb Am Dm تو که نباشی تاریکم تنهای تنها بی رویا Bb Am Dm تو که نباشی میسوزم با یادت اینجا عشق من Dm Am Dm Am همین که هستی آرومم من همینکه گرم با تو دستم Dm Am Bb Am همین که با من هرجاهستی همین که با تو هرجا هستم Dm تو که نباشی.......
برچسبها: آهنگ, تو که نباشی خواننده, ایمان نبی زاده, آکورد, اگه دلت خواست, دانلود آهنگ, دانلود آهنگ تو که نباشی [ پنجشنبه 22 دی1390 ] [ 19:13 ] [ ICe Girl ]
کوچه
بی تو، مهتابشبی، باز از آن كوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق دیوانه كه بودم. در نهانخانۀ جانم، گل یاد تو، درخشید باغ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید: یادم آمد كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم. تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
من همه، محو تماشای نگاهت. آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشۀ ماه فروریخته در آب شاخهها دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید، تو به من گفتی: ـ «از این عشق حذر كن! لحظهای چند بر این آب نظر كن، آب، آیینۀ عشق گذران است، تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است، باش فردا، كه دلت با دگران است! تا فراموش كنی، چندی از این شهر سفر كن!»
با تو گفتم: «حذر از عشق!؟ - ندانم سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم، نتوانم!
روز اول، كه دل من به تمنای تو پر زد،
تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم . . .» تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم، نتوانم!»
اشكی از شاخه فرو ریخت مرغ شب، نالۀ تلخی زد و بگریخت . . .
اشک در چشم تو لرزید، ماه بر عشق تو خندید!
یادم آید كه: دگر از تو جوابی نشنیدم پای در دامن اندوه كشیدم. نگسستم، نرمیدم.
رفت در ظلمت غم، آن شب و شبهای دگر هم، نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم، نه کُنی دیگر از آن كوچه گذر هم . . .
سالها بعد شاعری به اسم هما میر افشار جواب شعر فریدون مشیری رو به این صورت داده:
بی تو طوفان زده دشت جنونم صید افتاده بخونم تو چسان می گذری غافل از اندوه درونم ؟ بی من از کوچه گذر کردی و رفتی
بی من از شهر سفر کردی و رفتی قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم تا خم کوچه بدنبال تو لغزید نگاهم تو ندیدی نگهت هیچ نیفتاد براهی که گذشتی چون در خانه ببستم ، دگر از پای نشستم ، گوئیا زلزله آمد ، گوئیا خانه فرو ریخت سر من بی تو من در همه شهر غریبم بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدائی برنخیزد دگر از مرغک پر بسته نوائی تو همه بود و نبودی ، تو همه شعر و سرودی چه گریزی ز بر من ؟ که ز کویت نگریزم گر بمیرم ز غم دل ، به تو هرگز نستیزم من و یک لحظه جدائی ؟ نتوانم ، نتوانم بی تو من زنده نمانم …..
برچسبها: کوچه, بی تو, مهتابشبی, باز از آن كوچه گذشتم, هما میر افشار, جواب شعر فریدون مشیری, بی من از کوچه گذر کردی و رفتی [ دوشنبه 19 دی1390 ] [ 15:2 ] [ ICe Girl ]
شعری زیبا از مهرداد اوستا :
ولی داستان عشق و خیانتی که باعث سروده شدن این شعر شد به گوش کمتر کسی رسیده. مهرداد اوستا در جوانی عاشق دختری شده و قرار ازدواج می گذارند. دختر جوان به دلیل رفت و آمد هایی که به دربار شاه داشته ، پس از مدتی مورد توجه شاه قرار گرفته و شاه به او پیشنهاد ازدواج می دهد. دوستان نزدیک اوستا که از این جریان باخبر می شوند، به هر نحوی که اوستا متوجه خیانت نامزدش نشود سعی می کنند عقیده ی او را در ادامه ی ارتباط با نامزدش تغییر دهند. ولی اوستا به هیچ وجه حاضر به بر هم زدن نامزدی و قول خود نمی شود . تا اینکه یک روز مهرداد اوستا به همراه دوستانش ، نامزد خود را در لباسی که هدیه ای از اوستا بوده ، در حال سوار شدن بر خودروی مخصوص دربار می بیند... مهرداد اوستا ماه ها دچار افسردگی شده و تبدیل به انسانی ساکت و کم حرف می شود. سالها بعد از پیروزی انقلاب ، وقتی شاه از دنیا می رود ، زن های شاه از ترس فرح ، هر کدام به کشوری می روند و نامزد اوستا به فرانسه .. در همان روزها ، نامزد اوستا به یاد عشق دیرین خود افتاده و دچار عذاب وجدان می شود. و در نامه ای از مهرداد اوستا می خواهد که او را ببخشد. اوستا نیز در پاسخ نامه ی او تنها این شعر را می سراید.. حالا یک بار دیگر شعر رو بخونید ...
برچسبها: مهرداد اوستا, وفا نكردي و كردم, خطا نديدي و ديدم, داستان عشق [ پنجشنبه 15 دی1390 ] [ 15:14 ] [ ICe Girl ]
آدم هـا می آینـد.. زنـدگی می کننـد.. می میـرنـد و می رونـد ... امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو آن هـنگـام آغـاز می شـود که... آدمی می رود امــا نـمی میـرد! مـی مـــانــد! و نبـودنـش... در بـودن ِ تـو چنـان تـه نـشیـن می شـود کـه تـــو می میـری! در حالـی کـه زنــده ای ...
[ پنجشنبه 8 دی1390 ] [ 20:36 ] [ ICe Girl ]
|
||